خانه کتابخانه کتاب “سیری در نهج البلاغه”
کتاب “سیری در نهج البلاغه”

کتاب “سیری در نهج البلاغه”

0
0

مستندات آثار استاد مطهری نشان می‌دهد که ایشان در مباحث خود، فراوان به نهج البلاغه توجه داشتند. بنابراین برای جستجوی آرای استاد در مورد نهج البلاغه و شرح بیانات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نباید تنها به کتاب «سیری در نهج البلاغه» اکتفا نمود.

مطالب کتاب سیری در نهج البلاغه، به تصریح استاد در مقدمه اثر، مجموع مقالات متسلسلی است که در سال های 51-52 در مجله «مکتب اسلام »، منتشر شده است، به اضافه متن پیاده شده پنج جلسه سخنرانی استاد با همین عنوان در حسینیه ارشاد. تاریخ نگارش مقدمه کتاب به قلم استاد، 25 دی ماه 1353 مطابق با 3 محرم الحرام 1395 قمری است.

استاد با توجه به گستردگی مضامین موجود در نهج البلاغه، آگاهانه تعبیر «سیری در نهج البلاغه » را برگزیده است؛ چرا که کار خود را در حد یک «سیر » و «گردش » در نهج البلاغه می دانسته است. استاد برنامه ای برای جستجو و سیر در نهج البلاغه تنظیم نموده بود که البته فرصت تحقق آن را نیافت. او در پایان بخش اول کتاب با عنوان «نگاهی کلی به مباحث و مسائل نهج البلاغه » مهم ترین موضوعات شایسته بررسی در نهج البلاغه را به ترتیب زیر بیان نمود:

الهیات و ماوراءالطبیعه، سلوک و عبادت، حکومت و عدالت، اهل البیت و خلافت، موعظه و حکمت، دنیا و دنیاپرستی، حماسه و شجاعت، ملاحم و مغیبات، دعا و مناجات، شکایت و انتقاد از مردم زمان، اصول اجتماعی، اسلام و قرآن، اخلاق و تهذیب نفس، شخصیت ها.

کتاب، علاوه بر مقدمه ، دارای هفت بخش است. استاد در مقدمه، نحوه آشنایی خود با نهج البلاغه را روایت می کند. او از بیگانگی خود و دیگر طلاب با دنیای نهج البلاغه سخن می گوید. او از این غفلت به عنوان یک آسیب یاد می کند:

«نهج البلاغه در دیار خودش، در میان شیعیان على، در حوزه‏هاى علمیه شیعه «غریب » و «تنها » است همچنانکه خود على غریب و تنهاست. بدیهى است که اگر محتویات کتابى و یا اندیشه‏ها و احساسات و عواطف شخصى با دنیاى روحى مردمى سازگار نباشد، این کتاب و یا آن شخص عملاً تنها و بیگانه مى‏ ماند هرچند نامشان با هزاران تجلیل و تعظیم برده شود.

ما طلاب باید اعتراف کنیم که با نهج البلاغه بیگانه ‏ایم؛ دنیاى روحى‏اى که براى خود ساخته ‏ایم دنیاى دیگرى است غیر از دنیاى نهج البلاغه. »

او در مقدمه از شخصیتی یاد می کند که نخستین بار اسباب آشنایی او با نهج البلاغه را فراهم نموده است: «ادیب محقق، حکیم متألّه، فقیه بزرگوار، طبیب عالیقدر، عالم ربانى، مرحوم آقاى حاج میرزا على آقا شیرازى اصفهانى (قدّس اللَّه سرّه) »

توصیف استاد مطهری از میرزا علی آقا شیرازی، از ارادت عمیق استاد به این شخصیت معنوی حکایت دارد که به تعبیر استاد:

«او با نهج البلاغه مى‏ زیست، با نهج البلاغه تنفس مى ‏کرد. روحش با این کتاب همدم بود، نبضش با این کتاب مى ‏زد و قلبش با این کتاب مى ‏تپید. جمله‏ هاى این کتاب ورد زبانش بود و به آنها استشهاد مى‏ نمود. غالباً جریان کلمات نهج البلاغه بر زبانش با جریان سرشک از چشمانش بر محاسن سپیدش همراه بود. »

با این حال تصور استاد مطهری از نهج البلاغه، محدود به تصویر میرزا علی آقا شیرازی از نهج البلاغه و نوع ارتباط او با نهج البلاغه نیست. استاد در مقدمه می نویسد:

«با همه اینها من ادعا نمى ‏کنم که او در همه دنیاهاى نهج البلاغه وارد بود و همه سرزمین هاى نهج البلاغه را فتح کرده بود. او متخصص برخى از دنیاهاى نهج البلاغه بود و در آنچه متخصص بود خود بدان «متحقّق » بود، یعنى آن قسمت از نهج البلاغه در او عینیت خارجى یافته بود. نهج البلاغه چندین دنیا دارد: دنیاى زهد و تقوا، دنیاى عبادت و عرفان، دنیاى حکمت و فلسفه، دنیاى پند و موعظه، دنیاى ملاحم و مغیبات، دنیاى سیاست و مسؤولیت هاى اجتماعى، دنیاى‏ حماسه و شجاعت… این همه از یک فرد دور از انتظار است. او توانسته بود بخشى از این اقیانوس عظیم را بپیماید و بر قسمت هایى از آن احاطه یابد. »

بخش اول کتاب با عنوان «کتابی شگفت » به توصیف نهج البلاغه اختصاص دارد. استاد در این بخش، یادآور می شود که بیانات و نگاشته های امیرالمؤمنین(ع)، منحصر به آنچه سیر رضی (رضوان الله علیه) در نهج البلاغه گردآوری نموده است، نیست. غرر و درر آمدی، دستور معالم الحکم، نثر اللئالی، حکم سیدنا علی(ع) از دیگر کتاب هایی است که سخنان امیرالمؤمنین(علیه السلام) را در بردارد.

استاد در این بخش، دو امتیاز کلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) را یکی زیبایی، فصاحت و بلاغت و دیگری چند بعدی بودن می داند و به توضیح آنها می پردازد. همچنین در این بخش، دیدگاه بزرگان ادب و سخنوری عرب در توصیف زیبایی و برجستگی محتوایی نهج البلاغه آمده است.

موضوع بخش دوم کتاب، «الهیات و ماوراء الطبیعه » است. قسمتی از مباحث نهج البلاغه در این زمینه از نوع مطالعه در مخلوقات و آثار صنع و حکمت الهی است.اما بیشتر بحث های نهج البلاغه درباره توحید، بحث های تعقلی و فلسفی است. استاد به بی سابقه بودن طرح برخی از مباحث توحیدی نهج البلاغه اشاره و فهرستی از این موضوعات را ارائه می نماید:

«اولیت حق در عین آخریت او و ظاهریت او در عین باطنیتش، تقدم او بر زمان و بر عدد و اینکه قدمت او قدمت زمانى و وحدت او وحدت عددى نیست، علوّ و سلطان و غناى ذاتى حق، مبدعیت او و اینکه شأنى او را از شأن دیگر شاغل نمى‏شود، کلام او عین فعلش است، حدود توانایى عقول بر ادراک او و اینکه معرفت حق از نوع تجلى او بر عقول است نه از نوع احاطه اذهان بر یک معنى و مفهوم دیگر، سلب جسمیت و حرکت و سکون و تغییر و مکان و زمان و مثل و ضد و شریک و شبیه و استخدام آلت و محدودیت و معدودیت از او »

شهید مطهری در این بخش با طرح موضوع «عقل شیعی »، در پاسخ به چرایی گرایش شیعیان بیش از دیگران به سوی مسائل فلسفی، با رد نظراتی که این رویکرد را ناشی از باطنی گری یا تأثیر ملیت ایرانی می دانند، بر این نکته تأکید می ورزد که:

«این تمایل را ائمه شیعه به وجود آوردند. آنها بودند که در احتجاجات خود، در خطابه‏هاى خود، در احادیث و روایات خود، و در دعاهاى خود عالی ترین و دقیق ترین مسائل حکمت الهى را طرح کردند. نهج البلاغه یک نمونه از آن است. »

استاد، فصلی را در این بخش به تبیین «ارزش تعقلات فلسفی در مسائل ماوراءالطبیعی » اختصاص داده اند. استاد مطهری دیدگاه کسانی که معتقدند روح اسلام با تجزیه و تحلیل های عقلی در مسائل ماورایی مخالف است، یا توانمندی عقل را در ورود به این عرصه مورد انکار قرار می دهند، نقد و رد می کند. استاد دعوت قرآن به کنکاش عقلی در مسائل ماوراءالطبیعی را یادآور می شود، از استعداد عقل و اندیشه بشری برای درک معارف الهی سخن می گوید و این نکته را مورد تأکید قرار می دهد که بسیاری از موضوعات قرآنی از طریق مطالعه حسی مخلوقات قابل تحقیق نیست.

استاد در قسمت دیگری از این بخش جملاتی از نهج البلاغه درباره «ذات حق »، «وحدت حق » و «اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حق » آورده و توضیح داده است.

همچنین در این بخش، مقایسه ای کوتاه بین «منطق نهج البلاغه » در بحث های توحیدی با اندیشه های کلامی، اندیشه های فلسفی و حکمت الهی غرب صورت گرفته است. به اعتقاد استاد نحوه طرح مباحث توحیدی در نهج البلاغه از دو ویژگی برخوردار است. اول اینکه مسبوق به سابقه نیست و دوم اینکه تکیه گاه بحث در نهج البلاغه با بحث های فلسفی و کلامی موجود متفاوت است.

بخش سوم اثر به موضوع سلوک و عبادت اختصاص دارد. در این بخش، ضمن معرفی سایر برداشت ها، تلقی عارفانه عبادت در نهج البلاغه روایت شده است. در این بخش، مستند به نهج البلاغه ضمن معرفی ویژگی «عبادت احرار »، از «یاد حق » به عنوان ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی عبادت یاد شده است. همچنین در این بخش چهره عبادت و عبّاد در نهج البلاغه نیز ترسیم شده است.

بخش چهارم با عنوان «حکومت و عدالت » به تبیین این دو مفهوم و ارتباط آن دو می پردازد. از نکات قابل توجه این است که استاد این دو مفهوم را جداگانه مورد بررسی قرار نداده است بلکه به درستی و به پیروی از نهج البلاغه این دو مفهوم را در پیوند با یکدیگر می نگریسته است. استاد در این بخش هم به ضرورت وجود حکومت اشاره می کند و هم ارزش و اعتبار آن را در نسبت با عدالت توضیح می دهد.

استاد در این بخش از نگاه اجتماعی امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عدالت پرده برمی دارد. و نیز سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام) در عدالتخواهی را روایت می کند. فصل مهمی از این بخش ذیل عنوان «اعتراف به حقوق مردم » به رابطه حکومت و مردم اختصاص دارد که منبع مناسبی برای دریافت اندیشه سیاسی استاد مطهری را نیز در اختیار قرار می-دهد. استاد در ادامه به تبیین این نکته مهم می پردازد که «حکمران امانت است نه مالک ».

«اهل بیت و خلافت » موضوع بخش پنجم کتاب است. استاد مطهری در این بخش، مجموعه مباحث نهج البلاغه مرتبط با این موضوع را در ضمن چهار مسئله معرفی نموده است:

اول، مقام ممتاز و فوق عادی اهل بیت و اینکه علوم و معارف آنها از منبعی فوق بشری سرچشمه می گیرد. دوم، احقیت و اولویت اهل بیت و از آن جمله شخص امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امر خلافت. سوم، انتقاد از خلفا و چهارم، فلسفه اغماض و چشم پوشی علی(علیه السلام) از حق مسلم خود و حدود آن.

«موعظه و حکمت »، عنوان بخش ششم نهج البلاغه است. به تعبیر استاد مطهری، بزرگ ترین بخش نهج البلاغه، بخش مواعظ است که تقریباً نیمی از این بخش را تشکیل می دهد. استاد در ابتدای این بخش گزارشی از موعظه در ادبیات عربی و فارسی ارائه و نیز تفاوت های موعظه با حکمت و خطابه را بیان می کند و برای نمونه و به جهت آشنایی با منطق امیرالمؤمنین(علیه السلام) دو موضوع تقوا و زهد را مورد بررسی قرار می دهد. استاد به موضوع زهد با تفصیل بیشتر می پردازد.

«دنیا و دنیاپرستی » بخش آخر کتاب است که از حیث طبیعت موضوع در ردیف موعظه و حکمت قابل طرح بوده و شاید تفصیل این بحث موجب شده است تا بخشی جداگانه به این موضوع اختصاص یابد. نحوه تحلیل استاد مطهری از زهد و دنیا و دنیاپرستی در این اثر را باید از جلوه های بارز عقلگرایی استاد در تبیین مفاهیم دینی برشمرد.

جایگاه واقعی کتاب «سیری در نهج البلاغه » زمانی بهتر درک می شود که بتوانیم بین این اثر با سایر آثاری که قبل از آن در خصوص نهج البلاغه نگاشته شده است، مقایسه نماییم و نیز تأثیر تحقیقات و سبک نگارش استاد در این زمینه را با آثاری که بعدها در مورد نهج البلاغه نوشته شده است در نظر بگیریم.

 

در شبکات اجتماعی نیز ما را دنبال کنید و از دیگر فعالیت های ما بهره ببرید …

دانلود کلیپ

کانال تلگرام صدای انصاراللهتلگرام منبرک های انصارالله

خادم المهدی طلبه ای هستم فعال در فضای مجازی که سعی دارم دین اسلام و مذهب تشیع را به جهانیان بشناسانم و هم اکنون نویسنده ی تارنمای صدای انصارالله می باشم.

ترک از نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال منبرک های انصارالله
* به کانال منبرک های انصارالله بپیوندید
* حال و حوصله نشستن پای منبرهای طولانی نداری؟
* میخای بیشتر درباره دین ات بدونی؟؟
* دنبال یه کانال منبری میگردی؟
* بیا اینجا عضو شو
* با علما و روحانیون آشنا شو