خانه حجت الاسلام قرائتی گوشه‌اي از سيماي فاطمه زهرا(س) 《جلسه اول》
گوشه‌اي از سيماي فاطمه زهرا(س) 《جلسه اول》

گوشه‌اي از سيماي فاطمه زهرا(س) 《جلسه اول》

0
0

بسم الله الرحمن الرحیم

دختر نبوت، همسر ولايت، مادر امامت
1- دختر معصوم، همسر معصوم، مادر معصوم. هيچ‌كس يك چنين كمالي ندارد. يكي از شعرا و دانشمندان اهل سنت مي‌گويد: «بِنتُ مَن، اِبنُ مَن، زَوجة مَن»، «بِنتُ مَن» دختر كيست؟ «زوجة مَن» همسر چه كسي است؟ «اُمُ مَن» مادر كيست؟ اين شعرش «بِنتُ مَن، زَوجة مَن» دختر نبوت، همسر ولايت، مادر امامت.

2- اول شهيد راه ولايت. فاطمه زهرا شهيد شد به خاطر دفاع از اميرالمؤمنين. اول شهيد راه ولايت.

3- ايشان الگوي همه زن‌ها شد. اين چهارده معصوم يك زن درونش لازم بود. اگر چهارده‌تا مرد بودند، زن‌ها يك خرده سنگين بود زير بار حرف‌ها بروند. مي‌گفتند: ببين اين چهارده معصوم مرد بودند، خبر از مشكلات زن نداشتند. هي گفتند: بچه‌داري، خانه‌داري، شوهرداري، يكي از اينها اگر زن بود و مشكلات زن را حس مي‌كرد، اينقدر كار ما مشكل نمي‌شد. يك فاطمه را خدا در  چهارده معصوم گذاشت. با اينكه فاطمه زهرا مستقل نبود. تابع پدرش بود. بعد از رحلت پدرش، تابع شوهرش بود. پسر مي‌خواهيد امام حسن و امام حسين. دختر مي‌خواهيد مثل زينب! تربيت بچه، شوهرداري مي‌خواهيد از علي بپرسيد. نه سال در خانه‌اش بودم، يك تقاضا نكردم.

مقام معظم رهبري مطلبي را فرمودند: به نام سبك زندگي. ما اگر زندگي‌مان سبك قرآن و اهل بيت باشد، همه مشكلات ما حل مي‌شود. جهازيه‌اي كه پيغمبر براي فاطمه زهرا دستور داد بخرند، آمد از جهازيه بازديد كرد كه اقلام جهازيه تُشك، متكا، ظرف مسي، ظرف فلان، بازديد از جهازيه كرد و گفت: مبارك باشد. نه از بيت‌المال خرج كرد، نه قرض كرد. نه تحميل كرد، نه به داماد فشار آورد. مشكل اين است. قناعت رفته و زندگي‌مان به هم ريخته. من اگر اسم كسي را بگويم، همه شما او را مي‌شناسيد. اسمش را نمي‌گويم، مي‌ترسم صلاح نباشد. ايشان به عروس گفت: ببينيد من الآن وضع پولي‌ام خوب نيست. وقتي مهمان داريم انگور بخريم. وقتي مهمان نداريم دانه انگور را بخريم. قيمت دانه انگور يك دهم خوشه انگور است. ما هم خوشه‌ را بخريم باز بايد دانه دانه كنيم و بخوريم. چرا پول بدهيم، در اين شرايط كه وضعمان خوب نيست خوشه بخريم، بعد دانه دانه كنيم بخوريم. به اين ميوه فروش مي‌گويد: آقا يك كيلو دانه انگور بده. قيمتش خيلي پايين مي‌آيد، البته اگر مهمان داشتيم آبروداري مي‌كنيم. مشكلي پيدا شد. حالا بگويم اسمش كيه، از مهمين مملكت است.

كسي كه هم استاندار بود، هم وزير بود، مي‌گفت: دوره دانشجويي پول نداشتم، مي‌رفتم خرده پنير مي‌خريدم. چون به خانمم گفتم: پنير قالبي هم بخريم كه نمي‌خوريم. ريزش مي‌كنيم مي‌خوريم. حالا بگذار ريز شده‌اش را بخريم، كلي ارزان‌تر است. طوري است؟

همه ما گرفتار شده‌ايم. بنده آخوند هستم هم… يعني همه با هم گير كرديم. تا به كسي مي‌گوييم: مثلاً يك اذان بگو. مي‌گويد: يك آمپيلي فاير بده!!! تا مي‌گوييم: درس بخوان، مي‌گويد: يك كامپيوتر بخر. اين سبك زندگي مشكل شده. ولذا يك چيزي مي‌گويند:
«تنور شكم دم به دم تافتن *** مصيبت بود روز نايافتن»

 

برچسب ها :
خادم المهدی طلبه ای هستم فعال در فضای مجازی که سعی دارم دین اسلام و مذهب تشیع را به جهانیان بشناسانم و هم اکنون نویسنده ی تارنمای صدای انصارالله می باشم.

ترک از نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال منبرک های انصارالله
* به کانال منبرک های انصارالله بپیوندید
* حال و حوصله نشستن پای منبرهای طولانی نداری؟
* میخای بیشتر درباره دین ات بدونی؟؟
* دنبال یه کانال منبری میگردی؟
* بیا اینجا عضو شو
* با علما و روحانیون آشنا شو