خانه حجت الاسلام قرائتی گوشه ای از سیمای فاطمه زهرا (س)《جلسه دوم》
گوشه ای از سیمای فاطمه زهرا (س)《جلسه دوم》

گوشه ای از سیمای فاطمه زهرا (س)《جلسه دوم》

0
0

دوري از اسراف در زندگي فردي و خانوادگي
زندگي را مي‌شود ساده گرفت. من بارها اين را گفتم، اجازه بدهيد يكبار ديگر هم بگويم. معاون وزير آموزش و پرورش در يكي از اين دوره‌ها بعد از انقلاب، در جلسه‌ي معاونين گفت. من هم بودم. گفت: بعضي كشورهايي كه كاغذ به دنيا مي‌فروشند يك كتاب را نه سال مي‌خوانند. يعني اين بچه مي‌خواند سال ديگر به يك بچه‌ي ديگر مي‌دهد. نه بار اين كتاب را مي‌خوانند. شما مي‌دانيد چند صد ميليون كتاب چاپ مي‌شود و هر كتابي چقدر است؟ و اگر ما دو سال كتاب‌هايمان را تميز نگه داريم چند تا شهرك براي معلمين مي‌سازيم و مشكل مسكن معلمين را از همين صرفه‌جويي كاغذ حل مي‌كنيم. نمي‌خواهيم حل كنيم. ما اسراف مي‌كنيم. اسراف گناه كبيره است. فتواي امام است از خودم نيست. امام مي‌فرمايند: اسراف گناه كبيره است. يعني عادل را فاسق مي‌كند. در همه چيز هم اسراف مي‌كنيم. همه ما هم اسراف مي‌كنيم. حالا همه كه مي‌گويم يك «الا» بگويم، چون ممكن است يك آدم‌هايي باشند كه اسراف نكنند. مثلاً من اينجا نشستم…

من خدمت مقام معظم رهبري بودم، اتاق روشن بود. بلند شد لامپ‌هاي آن اتاق را خاموش كرد. همين اينجا كه نشسته بودلامپ روشن بود. البته يكوقت مي‌خواهند فيلم‌برداري كنند، مهمان خارجي دارند خوب همه را روشن مي‌كنند كه يكوقت سمت اتاق تاريك نباشد. اما وقتي بنده مي‌خواهم كتاب بخوانم خوب همين لامپ روشن باشد بس است، چرا لامپ آن طرف روشن باشد.
كسي آب خورد، نصف ليوان آب را روي خشكي ريخت. حضرت فرمود: چرا اين كار را كردي؟ گفت: چه كنم؟ گفت: آب رودخانه را در رودخانه بريز. من آيت الله بزرگي را سراغ دارم، خدا رحمتش كند، آيت الله ميرزا جواد تهراني. از علماي هشتاد ساله، نود ساله مشهد بود. آب را در كتري مي‌كرد و پاي گلدان‌ها وضو مي‌گرفت. مي‌گفت: هم من با وضو مي‌شوم و هم گل‌ها آب مي‌خورد. يعني واقعاً اگر صرفه‌جويي كنيم در لباس، در آب، در برق، در ماشين، فقر نيست. همه با هم اسراف مي‌كنيم. يك الا بگويم باز براي اينكه افرادي ممكن است اسراف نكنند، حق آنها ضايع مي‌شود. اگر خواسته باشيم بايد برگرديم به قرآن و اهل بيت. گاهي هم مي‌گوييم: آقا باقي‌ها چه مي‌كنند؟ خوب باقي‌ها بكنند به ما چه؟

يك كسي زغال دست گرفته بود، پشت ديوار آجري قشنگ، ديوار آجري قشنگي بود. پشت ديوار مثلاً يك چيزي مي‌نوشت. شعار مي‌نوشت. صاحبخانه آمد گفت: آقا، اين ديوار آجري به اين قشنگي، با اين زغال و خط بد چرا ديوار خانه‌ي ما را ضايع كردي؟ گفت: باقي‌ها هم نوشتند. صاحبخانه گفت: باقي‌ها گور پدرشان خنديدند كه نوشتند. گفت: من هم گور پدرم مي‌خندم، پگذار بنويسم. (خنده حضار) همه ما با هم اسراف مي‌كنيم.

بايد يك زن الگو داشته باشيم. نصفش را من مي‌گويم، نصفش را شما بگوييد. با اينكه زهرا مستقل نبود. تابع پدرش، بعد از پدر، تابع شوهر.

حضرت زهرا(سلام الله عليها)، الگوي زنان مسلمان
ولي بايد يك زن باشد كه وقتي مي‌گويد: يك نمونه اين ما زندگي كرديم و شد. شوهرداري، بچه‌داري، تعليم و تربيت، بعضي خانم‌ها خيال مي‌كنند كه وقتي ما مي‌گوييم: مسلمان باشيد، يعني اُمُل باشيد.

بنده چند روز پيش، پانزده روز نمي‌شود. چند روز پيش يك سخنراني داشتم براي 1500 تا خانم پزشك كه جمع زيادشان پزشك متخصص بودند و يك تار مويشان هم پيدا نبود. با لباس صد در صد اسلامي، پزشك متخصص، يك سميناري در تهران داشتند، من برايشان صحبت كردم. چه كسي گفته كه حالا اگر دختر دبيرستاني شد يا پايش را در دانشگاه گذاشت بايد چنين باشد.

اصلاً من يك چيزي بگويم، خواهش مي‌كنم عنايت كنيد به حرف من. چون ايام فاطميه است يك جمله بگويم. فرض كنيد اسلام راجع به حجاب حرفي ندارد. ديگر بالاتر كه نيست. گفتند: دختر خانم هرطور مي‌خواهي بيرون بيا. از اين بالاتر كه نيست. فرض كنيد اسلام گفته: اختيار با خودت! بنده اعتقادم اين است كه در محيط علمي و محيط كاري مثل اداره، مثل دبيرستان و دانشگاه، نه به خاطر شرع، به خاطر علم بايد هر رقم لباسي را حرام كنيم. چرا؟ به خاطر اينكه بنده دانشجو هستم يا دبيرستاني، يا كارمند دولت، وقتي زن طبيعي باشد، دل مرا نمي‌برد. ولي وقتي دختر با آن رقم آمد از كنار من رفت دل مرا مي‌برد. وقتي دل مرا برد، حواس من پرت مي‌شود. به علم من ضربه مي‌زند. چون تمركز فكر من از بين مي‌رود. كار به حلال و حرامي ندارم. تو كه آمدي رفتي حواس مرا پرت كردي. و همين ضربه‌ي علمي است به دانشگاه. اصلاً ما حرفي از دين نمي‌زنيم. علم را كه قبول داريد. مخلوط شدن دانشگاه‌ها، دختر و پسر، ول شدن دخترها، ول شدن پسرها، پسرها هم همينطور هستند. ول شدن ضربه‌ي علمي مي‌زند. يعني گيرم حلال هم باشد. يك كسي هندوانه دزديده بود و مي‌خورد. گفتند: حرام است. گفت: من كار به حرام بودنش ندارم. براي خنكي‌اش مي‌خورم. حالا من هم كار به اسلام ندارم. اسلام را هم كنار بگذاريم. چرا به ما گفتند: اگر قاضي ادرار دارد، قضاوت نكند. يعني ادرار قاضي در مغز قاضي اثر مي‌گذارد. چرا گفتند: اگر كفش قاضي تنگ است، قضاوت نكند. براي اينكه فشاري كه به پايش مي‌آيد در قضاوت اثر مي‌كند.

چرا حضرت به فاطمه زهرا فرمود: فاطمه جان اين پرده گل دارد، گلش حواس مرا پرت مي‌كند. من مي‌خواهم نماز بخوانم، روبروي پرده گل دار نمي‌خواهم نماز بخوانم. پرده را بردار! اگر گل پارچه‌اي حواس پيغمبر را پرت مي‌كند، دختر آرايش كرده حواس جوان را پرت نمي‌كند. هرچيزي كه تمركز را از بين ببرد، در عبادت، در قضاوت، در تحصيل، ممنوع است.

علامت روشنفكري هم نيست. اينقدر آدم‌هاي آرايش كرده داريم كه خبري جايي نيست. تازه ليسانس هم باشد از ليسانس خبري نيست. ليسانسه‌هاي ما صد تا كتاب خواندند. فوق ليسانسه‌هاي ما 150 كتاب خواندند. وقتي ما ميلياردها كتاب نخوانده داريم، خواندن صد تا كتاب، مثل يك بچه‌اي كه بگويد: من قلك دارم. خيلي خوب داشته باش. ديگر قلك كه خبري نيست. شما به پول‌هاي بانك مركزي نگاه كن. اصلاً رويت نمي‌شود بگويي من پول دارم. آدم وقتي به كتاب‌هاي كتابخانه‌ها نگاه مي‌كند خجالت مي‌كشد بگويد: من باسواد هستم. قرآن گفته: همه شما با هم يك ذره سواد داريد. همه با هم! يعني همه آيت الله عظماها، پروفسورها، اساتيد دانشگاه، مبتكرين، مخترعين، همه شما يك ذره سواد داريد. آيه‌اش اين است: «وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً» (اسرا/85) يعني همه شما با هم يك ذره سواد داريد. مدركي است كه خدا به ما داده، حالا ما به هم مي‌گوييم: فارغ التحصيل شديم، فارغ التحصيل خيلي خوب. از بي‌كسی میگویم .

برچسب ها :
خادم المهدی طلبه ای هستم فعال در فضای مجازی که سعی دارم دین اسلام و مذهب تشیع را به جهانیان بشناسانم و هم اکنون نویسنده ی تارنمای صدای انصارالله می باشم.

ترک از نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال منبرک های انصارالله
* به کانال منبرک های انصارالله بپیوندید
* حال و حوصله نشستن پای منبرهای طولانی نداری؟
* میخای بیشتر درباره دین ات بدونی؟؟
* دنبال یه کانال منبری میگردی؟
* بیا اینجا عضو شو
* با علما و روحانیون آشنا شو